اگر با فیلمسازان حوزه فیلم کوتاه گفتوگو کرده باشید، احتمالاً یکی از نخستین دشواریهایی که به آن اشاره میکنند محدودیت زمان است. بسیاری تصور میکنند هرچه فیلم کوتاهتر باشد ساخت آن نیز سادهتر خواهد بود اما تجربه فیلمسازان خلاف این تصور را نشان میدهد. در یک روایت ۶۰ تا ۱۰۰ ثانیهای فیلمساز باید در زمانی بسیار محدود جهان داستانی خود را ترسیم کند، شخصیت را به مخاطب بشناساند، موقعیت دراماتیک را شکل دهد، گره داستانی را پیش ببرد و در نهایت به پایانی برسد که در ذهن مخاطب ماندگار شود. فشرده شدن همه این عناصر در کمتر از دو دقیقه کوچکترین لغزش در ریتم یا روایت را به عاملی تعیینکننده تبدیل میکند.
همین چند سال پیش نیز یکی از اعضای هیئت انتخاب جشنواره فیلم ۱۰۰ در گفتوگویی با اشاره به اهمیت ریتم در آثار کوتاه تأکید کرده بود که حتی برخی فیلمهای ۱۰۰ ثانیهای هم نمیتوانند مخاطب را تا پایان با خود همراه کنند. این گزاره بهخوبی نشان میدهد که کوتاه بودن زمان تضمینی برای حفظ توجه مخاطب نیست. اگر روایت از همان ثانیههای نخست نتواند کنجکاوی تماشاگر را برانگیزد یا در میانه دچار افت شود فرصت جبران تقریباً وجود ندارد و مخاطب خیلی زود ارتباط خود را با اثر از دست میدهد.
از همین رو، روایت در این قالب بیش از هر زمان دیگری به اقتصاد داستانگویی وابسته است. در چنین آثاری هیچ دیالوگ، نما یا صحنه اضافهای قابلتوجیه نیست و هر جزء باید در خدمت پیشبرد روایت باشد. انتقال اطلاعات نیز بیش از آنکه بر گفتوگو متکی باشد بر تصویر، میزانسن، تدوین و جزئیات بصری استوار است. فیلمساز فرصت چندانی برای توضیح دادن یا پرداخت طولانی شخصیتها ندارد و ناچار است با کمترین ابزار بیشترین تأثیر را بر مخاطب بگذارد. به همین دلیل بسیاری از سینماگران معتقدند ساخت یک فیلم ۶۰ یا ۱۰۰ ثانیهای از منظر دقت در روایت و حفظ ریتم، گاه حتی دشوارتر از ساخت یک فیلم کوتاه چنددقیقهای است.
در چنین شرایطی، ظهور قالبهایی مانند میکرودراما چندان دور از انتظار نیست. این گونه تازه که نخست در چین شکل گرفت و سپس در آمریکا و برخی کشورهای دیگر گسترش یافت بر همان اصل ایجاز و حفظ مداوم توجه مخاطب متکی است. میکرودراماها که اغلب با قاب عمودی و برای نمایش روی تلفن همراه تولید میشوند، معمولاً قسمتهایی بسیار کوتاه دارند و هر اپیزود با پایانی کنجکاویبرانگیز به سرانجام میرسد تا مخاطب را به تماشای قسمت بعدی ترغیب کند. حالا این جریان به ایران نیز رسیده و با برگزاری جشنواره «ریلیمو» وارد مرحلهای تازه شده است جشنوارهای که قرار است آثار این قالب نوظهور را داوری کند و برگزیدگانش را از طریق فیلیمو به نمایش بگذارد. شاید هنوز برای قضاوت درباره آینده این گونه زود باشد اما استقبال از این قالب جدید نشان میدهد که روایتهای کوتاه و فشرده بیش از آنکه یک مد گذرا باشند، میتوانند نشانهای از تغییر ذائقه مخاطبان و آغاز فصلی تازه در شیوه سریالسازی ایران باشند.
بسیاری از سینماگران معتقدند ساخت یک فیلم ۶۰ یا ۱۰۰ ثانیهای از منظر دقت در روایت و حفظ ریتم، گاه حتی دشوارتر از ساخت یک فیلم کوتاه چنددقیقهای است.